خط خطی های دلم ...
عشق هرگز نمی میرد ...
شب زده تو شهر شلوغ آدما آدمک شدن اما هنوز دستای ما گرمی زندگی دارن فکر سکوت شب نباش دلنشین ترانه هاست هنوز تو قلب عاشقت ترانه پر از صداست فکر جداییمون نباش عطر گلهای خاطره برای ما دو تا هنوز نشونی از امید داره بیا ترانه سر کنیم تو این حجوم بی کسی بیا که فریاد بزنیم تا که بیاد فریاد رسی اگه هم صدا بخونیم شب می میره شب میمیره آخر ترانه هامون خورشیده که جون می گیره نگو روشنی محاله که شب سر و سیاهه نگو عاشقی بعیده ٬ این لغت برام غریبه هنوزم میشه غزل خوند به امید روشنیمون میشه با صدای بارون غم و غصه رو ز دل روند هدفم از نوشتن این پست چیز زیادی نبود ٬ می خواستم بعد از یه مدت دوباره یه آپ داشته باشم و درد دلم رو بگم ٬ خداییش جامعه ی افتضاحی داریم ٬ خداییش مردممون عین آدمک شدن ٬ فقط ظاهر دارن اگر بخوای به درونشون بیندیشی هیچی نیست ٬ فقط ظاهر دارن ٬ نمی خوام از نا امیدی بنویسم چون توبه کردم که نا امید بخوام بشم ٬ خداییش سرشار از امیدم ٬ امید به زندگی ٬ امید به آینده ٬ امید به همه چی ٬ خدا وکیلی زندگی تا این حد به کامم نبوده ٬ البته چرا یه زمانی بود ٬ اوونم زمانی بود که با عشقم بودم ٬ نمی دونم چی بگم ٬ من توی زندگیم دوستای زیادی داشتم ٬ خیلی زیاد ٬ ولی فقط چندتاشون واقعا دوست بودن و به درد دلم گوش می کردن و صمیمی بودم باهاشون ٬ خیلی از دوستام از بچگیم تا حالا باهاشون دوست بودم ولی هیچ کدومشون دوست واقعی نبودن با اینکه خیلی احساس دوستی و رفاقت بینمونه ... بازم نمی دونم چی بگم ٬ از اینکه عکسامو توی وبلاگم زدم مطمئن باشید منظورم فقط یه چیز بوده ٬ موهام ... خیلی قبلا من رو با موهای ساده و بی آلایش دیدن ٬ شاید یه ذره توی ذوقشون بخوره یا شایدم بگن که خوشکلتر شدم با این موها ٬ راستش رو بخواین من عاشق این موها نیستم ٬ ازشون بدم هم نمیاد ٬ یه حالت بی تفاوتی دارم نسبت به موهام که طرحشون چه جوری باشه . خیلی برام فرقی نمی کنه ٬ فقط برام مهم اینکه مرتب باشن . حالا دلیل اینکه اول نوشته هام نوشتم که جامعه ی بدی داریم و اون شعر یا ترانه ی آدمک رو هم نوشتم به خاطر این بود که اگه به عکسای من نگاه کنید متوجه می شید که من منظورم چیه ... نمی دونم تا دیروز و پریروز که موهای ساده داشتمو ٬ فشن نمی کردم و یا حالت های قشنگ روز درست نمی کردم مردم و اطرافیانم با یه چشم بی تفاوتی و ساده انگاری نسبت به من داشتن و خیلی راحت از کنارم رد می شدن و آدم هم محسوبم نمی کردن ولی دیروز که برای اولین بار یه همچین مویی درست کردم و یه ذره زیادی به خودم رسیدم می بینم که وقتی توی خیابون راه می رم ٬ همه با یه چشم دیگه بهم نگاه می کنن ٬ خیلی تحویلم می گیرن ٬ بدون اینکه بدونن من فطرن چه جور آدمیم ٬ من بچه ی سوسولی نیستم ٬ ولی بدم میاد از این جور آدما ٬ حد اقل این رو کسایی که با من ارتباط داشتن می دونن ٬ من آدم باری به هر جهتی هم نیستم ... ولی واقعا متاسفام برای انسانهایی که به خاطر ظاهر یک آدم را تحویل می گیرن و یک آدم رو از خودشون می رونن ٬ من مخالف به خود رسیدن و زیبا و با طراوت بودن نیستم ٬ من مخالف اینم که اگه یه روز یه آدمی که تا دیروز چندان براش تره هم خورد نمی شده حالا با یک تغییر ظاهر به یک آدم حسابی و محبوب تبدیل بشه ٬ من عقده ای نیستم ٬ خیلیا ممکنه که پیش خودشون فکر کنن من عجب آدم عقده ای و ننری هستم ولی خداییش یکم فکر کنید ٬ من همون بچه ی ساده ی دیروز بودم و امروز ظاهرم عوض شده ٬ خودم که عوض نشدم راستی یه چیزی یادم رفت بگم ٬ حالا دیگه برای عشقم می نویسم ٬ دوستت دارم تا ابد هیچ کس جای تو را در دلم نخواهد گرفت ٬ مطمئن باش دوستت دارم

| Design By : Night Skin |


