تبليغاتX
خط خطی های دلم ...


خط خطی های دلم ...

عشق هرگز نمی میرد ...

رفیق من سنگ صبور غم ها

به دیدنم بیا که خیلی تنهام

هیچ کی نمی فهمه چه حالی دارم

چه دنیای رو به زوالی دارم

مجنونم و دلزده از لیلی ها

خیلی دلم گرفته از خیلیا

نمونده از جوونیام نشونی

پیر شدم ٬ پیر تو ای جوونی

پیر شدم ٬ پیر تو ای جوونی

 

تنهای بی سنگ صبور

خونه ی سرد و سوت و کور

توی شبات ستاره نیست

موندی و راه چاره  نیست

اگر چه هیچ کس نیومد

سری به تنهایی ات نزد

اما تو کوه درد باش

طاقت بیار و مرد باش

تنهای بی سنگ صبور

خونه ی سرد و سوت کور

توی شبات ستاره نیست

موندی و راه چاره نیست

 

اگر بیای همون جوری که بودی

کم میارن حسودا از حسودی

صدای سازم همه جا پر شده

هر کی شنیده از خودش بی خوده

اما خودم پر از شدم از گلایه

هیچی ازم نمونده جز یه سایه

سایه ای که خالی از عشق و امید

همیشه محتاجه به نور خورشید

 

تنهای بی سنگ صبور

خونه  ی سرد و سوت و کور

توی شبات ستاره نیست

موندی و راه چاره نیست

اگرچه هیچ کس نیومد

سری به تنهاییت نزد

اما تو کوه درد باش

طاقت بیار و مرد باش

تنهای بی سنگ صبور

خونه ی سرد و سوت کور

توی شبات ستاره نیست

عمری و راه چاره نیست


تمام شبام و روزام گذشتند و گذشتن تا اینکه یه روز بعد از یک سال طولانی و سخت دوباره عشقم را دیدم ولی توی وضعیتی بودیم که نه می شد به عشق فکر کرد و نه به افکار عاشقانه روی آورد و نه حرفای عاشقانه زد ٬ اون رفت و من را تنها گذاشت ٬ تنهای تنها ٬ می گفتند با صبر همه چیز درست می شه ولی دروغ می گفتن ٬ خیلی دلم گرفته از خیلیا ٬ خودش که فکر می کنم از دست من خیلی ناراحت باشه چون توی نگاه خودش من به اون خیانت کردم و اون رو لو دادم  ولی خودش اگه کم فکر کنه این موضوع را متوجه می شه که من فقط بخاطر اون و بخاطر اینکه تمام وجودم برای اون زندست و قلبم را که فقط برای او می تپه رو حاضر فداش کنم ولی فکر نمی کنم که اون چنین فکری داشته باشه ٬ امیدوارم از من عقده ای به دل نداشته باشه ٬ امیدوارم بدونه که اگر اتفاق بدی که نباید بگم بینمون اتفاق افتاده فقط بخاطر خودش بوده تا اینکه به خودش بیاد و بفهمه که چه کاره اشتباهی رو داره می کنه ٬ من زندگیم فنا شدست ٬ هیچ امیدی به دنیای بعد از فرانک ندارم ٬ عشق را کاش می شد باز پروری کرد ٬ هه ٬ خودم هم می گم کاش می شد ٬ چند سال دیگر که به کارهایی که قبلا انجام داده می خنده می خوام بهش بگم همیشه دوستت خواهم داشت و مطمئن باش هیچ کس جای تورا در زندگی ام نخواهد گرفت ٬ خودت هم این را می دانی که هیچ احدی جای فرانک را در دلم نخواهد گرفت ٬ خودش هم خوب می داند که این غیر ممکنه ٬ چون من هیچ کس را به اندازه ی او دوست نداشتم ٬ می دانم که حد اقل از نظرش به او خیانت کرده ام و او را به بازی گرفتم ولی اشتباه می کند ٬ من او را بیشتر از جونم دوست داشتم ٬ بیشتر از جونم که حاضر هر جوری که بخواد فداش کنم ٬ اگر اتفاقی بینمون افتاد فقط بخاطر خودش بود چون من صلاحش رو می خواستم و می خواستم که اون راه درست رو انتخاب کنه ٬ حالا هم اگه بخواد که من از زندگیش برم خیلی آروم و بی سر و صدا از پیشش می رم و بدون اینکه برای خانواده اش و خودش مشکلی بوجود بیارم می رم ٬ برای خودم هم سخته که همچین اتفاقی بیفته ولی می دونم که من یک عاشق بودم و به قول دوستی :

 

مدال پر افتخار عاشقی بر روی سینه ام چشمک می زند !

 

آری من عاشق می مانم و منتظر بازهم می مانم که این تلفنی که شاید سالی یک بار زنگ بخورد دوباره زنگ بخورد و صدای عشقی که بیشتر از جونم دوست دارم پشت خط بشنوم تا زندگی را دوباره از نو آغاز کنم ٬ زندگی که برای همیشه برام مقدس بوده و خواهد بود ٬ من بارها خواستم که خودکشی کنم ولی بخاطر خانواده ام ٬ عشقم ٬ دوستانم ٬ و تمام کسانی که به گردنم حق دارن و نباید آنها را از دست بدهم خودکشی نخواهم کرد ٬ این کار احمقانه را هیچ وقت نخواهم کرد ٬ به زندگی ادامه خواهم داد ٬ امسال سال کنکور منه ٬ آری امسال سال کنکور منه

نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 11:8 توسط یک پسر| |


Design By : Night Skin