خط خطی های دلم ...
عشق هرگز نمی میرد ...
من از خدامه ... آری من از خدامه ... واسه ی یه لحظه هنوز لحظه های تلخ جدایی اون شب از یادم نرفته ... هنوز آن لحظه ی شومی که کنار خیابان درحال کتک خوردن بودم یادم نرفته ٬ هنوز قدمهایت که با شتاب فراوان و بلند برمی داشتی تا از من فرار کنی یادم نرفته ... آه چه شب شومی بود ٬ خیلی شوم ٬ آنقدر که لحظه ای نمی خواهم به آن فکر کنم ٬ به آن شب میان خیابان آزادی ٬ یادگار امام و خیابان های اطراف ٬ آه چقدر سخته که روزهای متعدد مجبور از آنجا عبور کنم ٬ انگار می خواهند شکنجه ام دهند ٬ وقتی پشت ماشین از آن منطقه در حال عبور کردنم گاز ماشین را بیشتر فشار می دهم ٬ شتاب ماشین رو ده برابر می کنم تا از آن منطقه سریعتر خارج شوم ٬هنوز خاطرات آن شب شوم از یادم نرفته ٬ آه ... هنوز از آخرین حمله ی اس ام اسی که بهم شد نگذشته ٬ چقدر فشارم بالا رفت ٬ دمای بدنم گویی به پنجاه رسیده بود ٬ گویی دوباره خاطره ی شب سوم عید دو شب بعد از آن شب شوم برایم داشت زنده می شد ٬ فشار ۲۰ رو من نمی گفتم ٬ دستگاه فشار بیمارستان فریاد می کشید ٬ آری ٬ دوباره داشتم نابودی را در چنگالم حس می کردم ٬ چقدر سخت بود که بخواهم تا آخرین کلمه ی اس ام اس رو بخونم ٬ چرا ؟ چرا خوشی به من نیامده ؟ لحظه لحظه از کنارم می گذرند ٬ مردمانی در شهر که نمی دانم چه فکرهای پلیدی در سر دارند ٬ می خواهند سریعتر به کجا برسند که سر چه کسی را کلاه بگذارند ٬ آه چقدر سخت است که کنار آدمهای خیابان نفس بکشم ٬ خوب می دانم من از جنس آنها نیستم ٬ ولی کاش بودم ٬ کاش بودم ٬ شاید آلودگی هوای تهران مجازات آلودگی فکرهای مردمش باشد ٬ هر کدام پشت ماشین گویی لاتی است توی چاله میدان ٬ بوق های مکرر ٬ گاز و ترمزهای شدید ٬ سخته توی این شهر رانندگی کنم٬ آه ... چرا چرت می گویم ٬ خوب می دانم دلم گرفته است ٬ دلم از زمانه ی کثیف گرفته است ٬ خدایا چرا من باید سال ۶۸ بدنیا می آمدم؟ بابا کاش من زودتر به دنیا می آمد و توی جنگ می مردم ٬ آه ... گرممه ٬ خیلی گرممه ٬ دروغ های اطرافیانم مرا به جوش می آورد ... نمی دانم ٬ ولی می دانم ٬ قرار نبود دیگر اینجا بنویسم ٬ ولی نشد ... نشد که ننویسم ٬ نشد که ننویسم ٬ اصلا می خواستم اینجا را ببندم ٬ ولی هر روز یک طرح جدید از یکی از عکسهایم بک گراند می گذارم ٬ هر روز سر می زنم و آهنگ جدیدی که گذاشته ام رو گوش می دهم ٬ من از خدامه ... آری من از خدامه ٬ به قول دوستی که آمده بود و می گفت ٬ این آهنگ مطمئنم حرف دلت را به زبان بی زبانی می گوید ٬ راست می گفت ٬ اولین باری که این آهنگ را گوش دادم اشک در چشمانم حلقه وار به پایین می افتاد ٬ آری من از خدامه ... آخ که چقدر دلم گرفته ٬ هنوز یادم نرفته ٬ کمتر از یک هفته به کنکورم باقی است ٬ ولی هنوز حتی یک کلمه هم درس نخوانده ام ٬ نمی خواهم نصیحتم کنید ٬ من از نصیحت متنفرم ٬ کاش می شد عاشق نباشم ٬ وای خدایا ٬ خدایا ٬ چه بلایی می خواهی سرم بیاوری ٬ نه ٬ غلط کردم ٬ چه برایم مقدر کرده ای ... دوستت دارم ٬ خودت هم می دانی خداجان دوستت دارم ٬ از روزی که دوباره به یادت افتادم ٬ گرچه همه ی لحظه هایم به یادت نیستم ولی بهت ایمان دارم ٬ به تو ٬ به کارهایی که می کنی ٬ به اتفاقات روزانه ایمان دارم ٬ کجایی خدایا ٬ می شنوی ٬ من ناراحت نیستم ٬ دلم گرفته است ٬ خودت خوب می دانی ٬ از نامردی نارفیقان دلم گرفته است ٬ از دوری عشقم ٬ آخ از همه چیز ... چرا خدایا ٬ چرا ٬ من که فقط ۱۹ سال دارم ٬ مگر چه کردم ؟ شاید داری امتحانم می کنی ٬ من آماده ی نوشتن روی برگه ی زندگیم ٬ همه چیز را از بر نیستم ٬ ولی برای نمره ی قبولیم امیدوارم کافی باشد ٬ برای حتی یک ۷۵/۹ هم آماده ام ٬ می دانم که تو حتی یک را هم ده می کنی ٬ تا کسی که به تو امید دارد قبول شود ٬ ولی خداجان ٬ تا کی صبر کنم ؟ من که ایوب نیستم ٬ من که نعوذن بالله ( امیدوارم که درست نوشته باشم ) تو نیستم که صبر کوچیک کوچیکم چهل سال باشه ٬ هنوز یادم نرفته من فقط ۱۰ یا یازده سال داشتم که تو دختری را که ۳۹ سال از خانواده اش دور بود به هم برگرداندی ٬ خدایا خودت هم می دانی که می دانم معجزاتت رو به چشم دیده ام ٬ با همه ی وجودم لمس کرده ام ٬ تو برایم شق القمر نکردی ٬ ولی معجزه کردی ٬ همه چیزت حکمتی دارد ٬ خوشحالم که مواظبمی ٬ بخودت قسم دوستت دارم ... می دانم هر لحظه به یادمی ٬ باز آمدم اینجا تا کمی از دلم خالی کرده باشم ٬ این بار بعد از اینکه اکثرا با خدایم ٬ ( اگر بشود اسمش را با خدا بودن گذاشت ) آرامش دارم و آرامم ٬ خیلی آرام ممنونم خدایا
| Design By : Night Skin |


