خط خطی های دلم ...
عشق هرگز نمی میرد ...
آه منم ٬ منم کسی که هنوز از آخرین باری که گریه کردم چیزی نگذشته است ٬ می دانم خیلی تنهایم و خیلی نادان ٬ باز می خندم ٬ باز می گریم ٬ باز برای لحظه های ماندگاریم آرزوی با او بودن را دارم ٬ وای خدایا چقدر سخت شده است که بدون یارم زندگی کم ٬ چندوقتی بود که از یادش بیرون آمده بودم ٬ ولی نمی دانم چه شد که دوباره گویی آتش عشقش را به جانم کشید ٬ خیلی وقت می شه که اینجا سر نزده است ٬ خیلی وقته ٬ دلم خیلی برایش تنگ است ٬ نمی دانم چرا کسی مرا باور ندارد ٬ روزهایی که اینجا فریاد می زدم در حال نابودیم بالاخره انگار تعبیر شد ٬ هنوز از کنکوری که دادم چیزی نمی گذرد٬ خودم را که نمی توانم گول بزنم ٬ می دانم شاید حتی مجاز به انتخاب رشته هم نشوم ٬ آنقدر که این امتحان کوفتی را بد دادم ٬ اه ٬ چرا باید در این کشور خراب شده همه چیز همین کنکور مسخره ای باشه که شانس داشته باشی بهترین مقام ها رو می تونی بیاری ٬نه می دانم ٬ دوباره دارم به خودم هم دروغ می گویم ٬ دروغ و دروغ و دروغ ... خسته شدم ٬ از بس که نالیدم ٬ چرا هیچ وقت خوشی هایم به سراغم نمی آیند ٬ شاید عدنان راست می گفت ٬ باید زندگی کنم ٬ زندگی کنم ٬ آروم و بی دغدغه ٬ و به قول عدی بدون عشق ٬ نمی دانم برای چه به من گفت بدون عشقم زندگی کنم ٬ او که می دانست عاشقی چیست ٬ نمی دانم ٬ دلم مرا به سویی می کشاند که خلاف حرف همه ی اطرافیانم است ٬ شاید عشق مثل کشک باشه ٬ ولی آشو باید با کشک خورد ولی ٬ عشق من حتی آشش را بدون کشک می خورد ... آه ٬ هنوز آهنگ های رضا صادقی و بعضی از یگانه و بعضی از چاووشی زندگی را برایم می سازند ٬ آری ٬ نرو ... چه کلمه ای است ٬ یکی از بزرگترین حسرتهای دنیا ٬ یکی از بزرگترین حسرتهای دنیا ٬ شاید هم بزرگترینش ... یا به قولی هیچ وقت تمام حسرت های دنیا یکجا جمع نمی شوند مگر در سه کلمه : او دوستم ندارد ... آه چقدر بچه بازی در میاورم ٬ می دانم ٬ من نمی خواهم بدون عشق بزرگ شوم ٬ شاید خیلی بزرگتر از همه باشم ٬ از همه خیلی بزرگتر ... آه ٬ موهایی که بعد از چندین ماه دست نخوردن بلند شده بود به یک باره با ماشین موزر پدر به سرای نیستی مهاجرت کرد ٬ آری موهای گلت شده ای که الآن حتی یک تار از آنها بر سرم نیستند تا وقتی که باد می آید باد زیرش برود و کلی حال کنم به قول خودمون ... الآن از آن همه مو شاید یک میلی متر باقی است که چیزی با کچلی تمام فاصله ندارد ٬ خیلی ها می گویند مثل خارجی ها شده ای ولی چه فایده ؟ من هنوز فیلم های عاشقانه رو دوست دارم ٬ خیره به آسمان نگاه می کنم ٬ کج به مونیتور خیره می شوم ٬ و دستانم ٬ تند و تند روی کیبورد ضربه می زند تا دوباره چرندیاتم را تند و تند روی صفحه ی مونیتور بیبینم ٬ هنوز وقتی می نویسم می خوانم ٬ تمام نوشته ای را که نوشتم ٬ بعضی اوقات هم نوشته ی بدی از آب در نمی آید ٬ شاید مثل یک مقاله یا نامه ی عاشقانه یا یک حسرت نامه ... که من نام حسرت نامه رو خیلی دوست دارم . دوست ندارم عامیانه بنویسم چون هر روز عامیانه حرف می زنیم ٬ با خودم می گویم شاید با کمی دستوری نوشتن شاید کمی حالت ادبی به خودش بگیرد ولی هنوز دلم می گیرد وقتی می نویسم ... بعضی اوقات با خودم می گویم کاش می شد از زندگیم یک فیلم ساخته شود ٬ آنوقت است که شاید همه که پای تلویزیون می نشینند و فیلم های عاشقانه و خالی بندی های هندی اون هم با سانسور زیاد پخش می شه و می شینن گریه می کنن... . البته فقط من نیستم که دوست دارم فیلم زندگیم ساخته شود ٬ شاید از ۶ میلیارد و خورده ای نفر که روی زمین هستند تعداد بسیاری بخواهند که فیلم زندگیشان ساخته شود تا همه را به گریه بیندازد ٬ من بحث هنری نمی کنم ولی فکرش بکنید ٬ یه ارشیو چند میلیاردی فیلم که زندگی این مردمان غریبه ی خاکی را به تصویر می کشد ٬ سخت است ولی ... تصورش را می گویم ولی اگر می شد چقدر خوب بود ٬ آنوقت بود که شاید به فیلم زندگی خودمان می خندیدیم که بابا ما پیش دیگران شاهیم ٬ ولی چقدر خوب می شد فیلم زندگیمان ساخته میشد ٬ آه ... من خیلی غم کشیدم توی زندگیم ولی ممکنه به پای خیلی از آدمهای روی زمین نرسد ٬ خدا رو شکر می گویم ٬ کاش زندگی را با همه ی خوبی و بدیش می فهمیدیم ٬ کاش می فهمیدیم ٬ زندگی روی دو سکه است٬ سعی کنیم سکه را طوری به هوا پرتاب کنیم که آنطرفی که دلمان می خواهد برایمان به زمین بیفتد ٬ کاش تقدیر همه خوشبختی و خوشی بود ...
| Design By : Night Skin |


